رفته بودم سر حوض
تا ببینم شاید، عکس تنهایی خود را در آب...
آب در حوض نبود
ماهیان می گفتند:
هیچ تقصیر درختان نیست
ظهر دم کرده تابستان بود
پسر روشن آب، لب پاشویه نشست
و عقاب خورشید، آمد اورا به هوا برد که برد




طبقه بندی: فرهنگی، معرفت، عاشقانه، دوستانه، رفاقتی،
تاریخ : جمعه 13 آذر 1394 | 09:36 ب.ظ | نویسنده : رمافران | نظرات()

هدایت به بالای صفحه

  • کد نمایش افراد آنلاین
  • ابزار تلگرام

    آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ