شروع دوباره



زندگی پر از شروع دوبارس

پس

از هر وقت تونستیم

شروع کنیم

یادمان باشد که

فقط دیگر

تجربه هارا تکرار نکنیم

بدونید که 

هنوزم

وقت هست




Peace_end@ 





طبقه بندی: ذهن نو، سال نو، دلنوشته، امید، زندگی، رفاقتی، دوستانه، معراجیان، حکایت، معرفت، فرهنگی،
برچسب ها:آغاز، شروع دوباره، تجربه، وقت هست، ما میتوانیم، اتحاد، پیروزی،
تاریخ : پنجشنبه 22 تیر 1396 | 10:17 ب.ظ | نویسنده : Hossein-Gp | نظرات()
in love


ترک آرامش بخش بیکلام فوق العاده زیبا
حتما دانلود کنید.














طبقه بندی: اهنگ، تنهایی، امید، زندگی، دلتنگی، رفاقتی، دوستانه، عاشقانه، معراجیان، شعر، فرهنگی،
برچسب ها:In Love، ترک آرامش بخش، آرامش، زیبا، رمافر، موسیقی، گیتار و ستار،
تاریخ : دوشنبه 7 فروردین 1396 | 02:32 ق.ظ | نویسنده : Hossein-Gp | نظرات()
میگن گذشته رو سنگ هك میشه
ولی واقیعتش اینه
گذشته مثل دود میمونه كه تو یه اتاقی 
به اسم مغز گیر افتاده

په بهتره در این اتاق رو باز كنیم



همراه ما باشید




طبقه بندی: ذهن تو، ذهن نو، سال نو، دلنوشته، تنهایی، امید، زندگی، دلتنگی، معراجیان، معرفت،
برچسب ها:گذشته، زندگی، زیبایی، پنچره، باز کردن،
تاریخ : دوشنبه 23 اسفند 1395 | 10:20 ق.ظ | نویسنده : رمافران | نظرات()

ما انسان ها مثل مداد رنگی هستیم
شاید رنگ مورد علاقه ی یکدیگرنباشیم 
اما روزی برای کامل کردن 
نقاشی هایمان دنبال هم خواهیم گشت
به شرطی که  
همدیگر را تا حد نابودی نتراشیم.




طبقه بندی: ذهن تو، ذهن نو، ذهن نو، ذهن نو، سال نو، دلنوشته، تنهایی، امید، زندگی، زندگی، زندگی، زندگی، زندگی، زندگی، زندگی، زندگی، زندگی، زندگی، دلتنگی، دلتنگی، دلتنگی، دلتنگی، دلتنگی، معراجیان، معراجیان، معرفت،
برچسب ها:مداد رنگی، سال نو، ذهن نو، رنگ، تکمیل زندگی، ایمان به خود،
تاریخ : سه شنبه 17 اسفند 1395 | 08:18 ب.ظ | نویسنده : رمافران | نظرات()
میرسد روزی که بی من روزها را سرکنی
,میرسد روزی که مرگ عشق را باور کنی
میرسد روزی که تنها درکنار قبر من
 خاطرات کهنه ام را مو به مو از بر کنی




طبقه بندی: ذهن تو، ذهن نو، ذهن نو، سال نو، عید، دلنوشته، تنهایی، امید، زندگی، زندگی، زندگی، زندگی، زندگی، زندگی، زندگی، زندگی، زندگی، زندگی، دلتنگی، دلتنگی، دلتنگی، دلتنگی، دلتنگی، معراجیان، معراجیان، معرفت،
برچسب ها:قبر، مرگ، دلتنگی، زندگی، زنده بودن، ایمان به خود، امید،
تاریخ : جمعه 13 اسفند 1395 | 04:53 ب.ظ | نویسنده : رمافران | نظرات()

جور دیگر باید دید

قشنگی دنیا

اون چیزیه که ما

نمی خواهیم ببینیم

بقول سهراب

چشم هارو باید شست

جور دیگر باید دید

...

 

 






طبقه بندی: ذهن تو، ذهن نو، سال تو، سال نو، دلنوشته، رفاقتی، دوستانه، عاشقانه، معراجیان، شعر، فرهنگی،
برچسب ها:سهراب سپهری، دنیا، جور دیگر باید دید، نگرش، خواستن، زندگی غمگین و شاد، دید انسان،
تاریخ : پنجشنبه 12 اسفند 1395 | 06:00 ب.ظ | نویسنده : Hossein-Gp | نظرات()
تاریخ : چهارشنبه 11 اسفند 1395 | 12:22 ق.ظ | نویسنده : Hossein-Gp | نظرات()

بزرگترین

افســــوس

آدمی زمانیست

که می خواهد امـّا

نمی تواندویاد زمانی

می افتد که می توانست

اما نخواست...

 





طبقه بندی: ذهن تو، ذهن نو، ذهن نو، ذهن نو، سال نو، دلنوشته، تنهایی، امید، زندگی، زندگی، زندگی، زندگی، زندگی، زندگی، زندگی، زندگی، زندگی، زندگی، دلتنگی، دلتنگی، دلتنگی، دلتنگی، دلتنگی، معراجیان، معراجیان، معرفت،
برچسب ها:خواستن، توانستن، جوانی، حسرت، گزشته، امید، زندگی،
تاریخ : جمعه 6 اسفند 1395 | 10:14 ب.ظ | نویسنده : رمافران | نظرات()
این بود زندگی

این بود زندگی

میزی برای كار

كاری برای تخت

تختی برای خواب

خوابی برای جان

جانی برای مرگ

مرگی برای یاد

یادی برای سنگ

این بود زندگی

...

 

 

 

 





طبقه بندی: محسن چاوشی، ذهن تو، ذهن نو، سال تو، دلنوشته، تنهایی، امید، زندگی، مرگ، دلتنگی، رفاقتی، دوستانه، عاشقانه، معراجیان، شعر، معرفت، فرهنگی،
برچسب ها:محسن چاوشی، این بود زندگی، کل زندگی، خستگی، غمگین، تنها، زندگی بیخودی،
تاریخ : پنجشنبه 5 اسفند 1395 | 01:49 ق.ظ | نویسنده : Hossein-Gp | نظرات()
تاریخ : پنجشنبه 28 بهمن 1395 | 10:27 ب.ظ | نویسنده : Hossein-Gp | نظرات()

اعتماد:
چیزیست كه یك شهر را آباد یا ویران میكند
چیزیست كه یك دل را آرام یا آشوب میكند
چیزیست دو چهره كه در این بادی چیزی نیست جز بدی






طبقه بندی: ذهن تو، ذهن نو، سال تو، سال نو، عید، تنهایی، امید، زندگی، مرگ، دلتنگی، رفاقتی، عاشقانه، معراجیان، محرم، شعر، حکایت، سیاسی، معرفت، شهدا، فرهنگی،
برچسب ها:عاشقانه، دلتنگی، امید، غیب، دنیا، مرگ، زندگی،
تاریخ : چهارشنبه 27 بهمن 1395 | 12:42 ب.ظ | نویسنده : رمافران | نظرات()


دوست خوب غم رو از بین نمی‌بره

اما كمك می‌كنه محكم سرپا باشیم

درست مثل چتر خوب كه

بارون رو متوقف نمی‌کنه

اما به ما كمك می‌كنه راحت

زیر بارون قدم بزنیم

 

 

ویكتور هوگو





طبقه بندی: ذهن نو، تنهایی، امید، زندگی، دلتنگی، رفاقتی، دوستانه، عاشقانه، معراجیان، معرفت، فرهنگی، حکایت، دلنوشته،
برچسب ها:ویکتور هوگو، چتر، بارون، زیر بارون قدم زدن، دلتنگی، عاشق شاید، غمگین و ناراحت،
تاریخ : چهارشنبه 27 بهمن 1395 | 02:08 ق.ظ | نویسنده : Hossein-Gp | نظرات()



گاهی اوقات میشینی و با خودت فکر میکنی

تنها میشی و غرق میشی تو خلوت خودت

انقدر تو خودت فرو میری که دیگه

به هر چی که نگاه میکنی حالتو بهم میزنه

میبینی

دیگه هیچ چیزی واست جذابیت نداره

میبینی

که دیگه هیچ چیز حتی ارزش هم نداره

میبینی

چه روزایی داشتیو الان تو چه روزایی

میبینی

چطور تونستن دلتو بشکنن

...

 

Hossein-Gp# 





طبقه بندی: دلنوشته، تنهایی، زندگی، مرگ، دلتنگی، رفاقتی، دوستانه، معراجیان، معرفت،
برچسب ها:دلتنگی، خسته، ناراحت، دلگیر، غمگین، زندگی تلخ، بیمار،
تاریخ : سه شنبه 26 بهمن 1395 | 03:43 ب.ظ | نویسنده : Hossein-Gp | نظرات()


ولنتاین




تو طلوعی ،خود نوری ، به سحر می مانی

به دم صبح که خورشید شده نورانی

شبنمی ، پاکتر از برگ گل و بارانی

توخود عشق،خود مهر ،برایم جانی❤️





طبقه بندی: ذهن تو، ذهن نو، ذهن نو، ذهن نو، سال نو، سال نو، تنهایی، امید، زندگی، زندگی، زندگی، زندگی، زندگی، زندگی، زندگی، زندگی، زندگی، زندگی، دلتنگی، دلتنگی، دلتنگی، دلتنگی، دلتنگی، معراجیان، معراجیان، معرفت،
تاریخ : دوشنبه 25 بهمن 1395 | 06:29 ب.ظ | نویسنده : رمافران | نظرات()
ﭼﻪ ﺧﻮﺏ میشد
ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﺁﺩﻣﺎ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﺒﺎﺷﻪ ﮐﻪ
هیچ کس ﺣﺮﯾﻒ ﺯﺑﻮﻥ ﻣﻦ ﻧﻤﯿﺸﻪ

ﮐﺎﺵ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﮐﻪ
هیچ کس ﺣﺮﯾﻒ شخصیت ﻣﻦ ﻧﻤﯿﺸﻪ

ﺳﮑﻮﺕ  میکنم
میگذارم ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺗﺎ ﺍﻧﺘﻬﺎﯼ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺸﺎﻥ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺁن چه ﻫﺴﺘﻢ ﺑﺮﻭﻧﺪ
میگذارم ﺍﺻﻼ ﻋﻮﺿﯽ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ ﻧﯿﺖ ﻫﺎﯼ ﻣﺮﺍ
ﻭ ﺧﯿﺮﻩ ﻧﮕﺎﻫﺸﺎﻥ میکنم
ﻣﮕﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻣﻬﻢ ﺍﺳﺖ ﺩﺭﺳﺖ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﺍﺫﻫﺎنی كه دنیای افكارشان را "خود قاضی" هستند...





طبقه بندی: ذهن تو، ذهن نو، ذهن نو، ذهن نو، سال نو، سال نو، تنهایی، امید، زندگی، زندگی، زندگی، زندگی، زندگی، زندگی، زندگی، زندگی، زندگی، زندگی، دلتنگی، دلتنگی، دلتنگی، دلتنگی، دلتنگی، معراجیان، معراجیان، معرفت،
برچسب ها:چه خوب میشد، زبان، امید، سکوت، قضاوت، شخصیت، انصاف،
تاریخ : پنجشنبه 21 بهمن 1395 | 09:21 ق.ظ | نویسنده : رمافران | نظرات()

در بادیه این شهر
هر چه سر چرخاندم
همه در ظاهر نگران بودن و در باطن شاداب
ما باطن را دیدیم و گفتیم بگذریم
دلی گرفت و سر به آسمان نهادیم

بگذر که زیباست این دنیا




طبقه بندی: ذهن تو، ذهن نو، ذهن نو، ذهن نو، سال نو، سال نو، تنهایی، امید، زندگی، زندگی، زندگی، زندگی، زندگی، زندگی، زندگی، زندگی، زندگی، زندگی، دلتنگی، دلتنگی، دلتنگی، دلتنگی، دلتنگی، معراجیان، معراجیان، معرفت،
برچسب ها:زندگی، امید، سال نو، ذهن نو، ظاهر، باطن، شاداب،
تاریخ : سه شنبه 19 بهمن 1395 | 12:01 ب.ظ | نویسنده : رمافران | نظرات()
«سکوت» و «لبخند»
 دو ابزار قدرتمندند...
«لبخند» راهی است، برای حل بسیاری از مشکلات...
«سکوت» روشی است، برای اجتناب از مشکلات بسیار...

               "زندگی مملو از بالا و پایین است"

رمزش آن است که در بالاها لذت ببریم و در پایین ها شجاع باشیم و استوار…





طبقه بندی: دلنوشته، تنهایی، امید، زندگی، دلتنگی، معراجیان، معرفت، شهدا، مذهبی، مذهبی، مرگ، رفاقتی، رفاقتی، عاشقانه، محرم، محرم، فاطمیه، نظامی، مقاله، مقاله، حکایت،
برچسب ها:زندگی، خنده، حلال، گذر، زیبایی، لبخند، روزگار،
تاریخ : دوشنبه 18 بهمن 1395 | 05:18 ب.ظ | نویسنده : رمافران | نظرات()



یاد بگیر که قدر چیزی را که داری ، بدانی


پیش از این که زمان به تو یادآوری کند


که باید قدر چیزی را که داشتی ، می دانستی

 

کتاب جملات ناب (امین شفیعی)





طبقه بندی: دلنوشته، تنهایی، امید، زندگی، مرگ، دلتنگی، رفاقتی، دوستانه، عاشقانه، معراجیان، محرم، شعر، فاطمیه، حکایت، نظامی، مقاله، معرفت، فرهنگی،
برچسب ها:یاد بگیر، زندگی کن، جملات ناب، امین شفیعی، قدر دانستن، زندگی شیرین، کلمات قصار،
تاریخ : دوشنبه 18 بهمن 1395 | 04:35 ب.ظ | نویسنده : Hossein-Gp | نظرات()
تاریخ : یکشنبه 17 بهمن 1395 | 05:53 ب.ظ | نویسنده : Hossein-Gp | نظرات()
عکس

گاهی اوقات ما یک نگاه دقیق به دور و برمان نمیکنیم که ببینیم

چه کسانی اطرافمان هستند.

چقدر خوبن ، چه جور دوستمان دارد؟ ، چه جور دوستشان داریم؟

سعی کنیم کسانی که دوستشان داریم با کار هایی که برایشان

انجام میدهیم بفهمونیم که چقدر دوستشان داریم.

در کنار هم باشیم ، با شادیهایشان شاد و در غمهایشان شریک

باشیم.

بهشان توجه کنیم و به آنها اهمیت بدهیم ، از گفته هایشان

استفاده کنیم و تحویلشان بگیریم.

دوستانه و انسانی.

برای دوستمان فقط یک انسان نباشیم بلکه دوستی خوب هم

باشیم.

شاید روزی برسد که شما جای آنها قرار بگیرید و چنان کمکی از سوی دوستانتان به شما برسد که حتی روزی به آن فکر نکرده بودید.

شاید روزی برسد که تمام کار هایی که برایشان انجام دادید را جبران کنند.

شاید هم روزی برسد کارهایی برای شما انجام دهند که شما مدیون آنها خواهید شد.

باهم دیگر دوست باشیم مانند دوستان واقعی .

جانانه و جاودانه.


 Hossein-Gp#

RamafarGp#

Photo by: #Mohammad Raze






طبقه بندی: دلنوشته، تنهایی، امید، زندگی، مرگ، دلتنگی، رفاقتی، دوستانه، عاشقانه، معراجیان، محرم، فاطمیه، مقاله، معرفت، شهدا، فرهنگی،
برچسب ها:زندگی، امید، زندگی شیرین، دوستانه، رفاقتی، تنهایی دوستانه، دوستان،
تاریخ : یکشنبه 17 بهمن 1395 | 05:06 ق.ظ | نویسنده : Hossein-Gp | نظرات()
گاهی می نشینم و به گذشته فکر میکنم
تاریخ روزهایم را برای خود تصور میکنم
به یاد خنده هایم خنده میکنم
به یاد گریه هایم خنده میکنم
و با کوله باری از درس درد آور
به آینده ام نگاه میکنم
سپس شروع میکنم
شروع میکنم....


آینده را من میسازم نه اطرافیانم

#محمد




طبقه بندی: دلنوشته، تنهایی، امید، زندگی، دلتنگی، معراجیان، معرفت،
برچسب ها:اعتماد، اعتماد بنفس، اعتماد بخود، نفس، شروع دوباره، زندگی، شروع،
تاریخ : شنبه 16 بهمن 1395 | 12:16 ب.ظ | نویسنده : رمافران | نظرات()
من از چیزهای بی احساس چیزی نكشیدم جزء آرامش
اما از تمام كسانی كه احساس دارند همه چیز كشیدم الا آرامش




طبقه بندی: دلنوشته، زندگی، دلتنگی، معراجیان، شعر، حکایت، مقاله، شهدا، فرهنگی،
برچسب ها:اعتماد، اعتماد بنفس، اعتماد بخود، نفس، شروع دوباره، زندگی، شروع،
تاریخ : جمعه 15 بهمن 1395 | 07:15 ب.ظ | نویسنده : رمافران | نظرات()

ﺳﺮﻋﺖ ﺁﻫﻮ 90 ﮐﯿﻠﻮﻣﺘﺮ ﺩﺭ ﺳﺎﻋﺖ  ﺍﺳﺖ
ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐه سرعت شیر 57 کیلومتر در ساعت ﺍﺳﺖ.
ﭘﺲ
ﭼﻄﻮﺭ ﺁﻫﻮ ﻃﻌﻤﻪ ﯼ شیر می‌شود؟




"ﺗﺮﺱ" ﺁﻫﻮ ﺍﺯ ﺷﮑﺎﺭ ﺷﺪﻥ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺑﺮﺍﯼ سنجیدن فاصله خود با شیر مدام به "پشت ﺳﺮ" ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﺪ...
 ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ همین سرعتش بسیار کم می‌شود...
تا جایی که شیر میتواند به او برسد !
یعنی
 ﺍﮔﺮ ﺁﻫﻮ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﺵ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﮑﻨﺪ ﻃﻌﻤﻪ ﯼ ﺷﯿﺮ ﻧﻤﯽشود !

ﺍﮔﺮ ﺁﻫﻮ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺧﻮﺩ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ؛ ﻫﻤﺎﻧﮕﻮﻧﻪ ﮐﻪ شیر به نیرویش ایمان دارد؛ ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﻃﻌﻤﻪ ﯼ ﺷﯿﺮ ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ !

ﺍﯾﻦ ﻗﺼﻪ ﯼ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ...
ﺍﮔﺮ
ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ایمان نداشته باشیم
و
در طول زندگی ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻧﮕﺎﻩ کنیم
 و
به مرور خاطرات ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﯾﻢ...
 ﻫﻢ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﺎﻥ ﻋﻘﺐ میمانیم...
 ﻫﻢ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺩﻫﯿﻢ...




طبقه بندی: دلنوشته، دلتنگی، عاشقانه، معراجیان، شعر، مقاله، سیاسی، معرفت، مذهبی،
برچسب ها:عاشقانه، دلتنگی، امید، غیب، دنیا، مرگ، زندگی،
تاریخ : دوشنبه 11 بهمن 1395 | 07:07 ب.ظ | نویسنده : رمافران | نظرات()

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند


مثل آسمانی که امشب می بارد...


و اینک باران


بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند


و چشمانم را نوازش می دهد


 تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم


برای دانلود با کیفیت بالا   دانلود







طبقه بندی: رفاقتی، دوستانه، معراجیان، حکایت،
برچسب ها:عاشقانه، دلتنگی، دلدادگی، روانی، عشق، دوست، رفیق،
تاریخ : پنجشنبه 16 دی 1395 | 04:04 ق.ظ | نویسنده : رمافران | نظرات()



از خواب برگشتم به تنهایی


پر میزنم از صبح زیبایی


چشمامو میبندم و میبینم


دنیا رو با چشم تو میبینم


دنیای من با عشق درگیره


عشقی كه با تو میمیره


دانلود با کیفیت عکس





طبقه بندی: رفاقتی، دوستانه، معراجیان، حکایت،
برچسب ها:عاشفانه، دوستانه، دلنوشته، عشق، چشم، خواب، بام تهران،
تاریخ : چهارشنبه 15 دی 1395 | 03:12 ب.ظ | نویسنده : رمافران | نظرات()



اولین سری از  عکس های گروه رمافر

امیدوارم خوشتون بیاد و همچنین مارو حمایت کنید

ممنون

دانلود

حجم     MB  100


Ramafar#






طبقه بندی: رفاقتی، دوستانه، عاشقانه، معراجیان، محرم، شعر، فاطمیه، حکایت، نظامی، مقاله، سیاسی، معرفت، شهدا، مذهبی،
برچسب ها:عکس، عاشقانه، بهترین، عکاسی، طبیعتریا، مذهبی، ویژه،
تاریخ : سه شنبه 14 دی 1395 | 03:20 ق.ظ | نویسنده : رمافران | نظرات()
عطسه هایم عرصۀ پاییز را پر کرده است

حرف رفتن می زنی هی صبر می آید فقط

فرامرز عامری




طبقه بندی: رفاقتی، دوستانه، معراجیان، حکایت، فرهنگی، عاشقانه، محرم، محرم، محرم، محرم، محرم، فاطمیه، فاطمیه، فاطمیه، معرفت،
برچسب ها:عامری، فرامز عامری، دوست، شعر،
تاریخ : دوشنبه 25 مرداد 1395 | 09:14 ب.ظ | نویسنده : رمافران | نظرات()
نبودم مدتی
و نخواهم بود مدتی
چون امتحانات داره شروع میشه سر همین در گیرم

ولی با قدرت بر میگردم

همراه ما و گروه رمافر باشید

با تشکر   




طبقه بندی: رفاقتی، دوستانه، دوستانه، دوستانه، دوستانه، دوستانه، دوستانه، دوستانه، دوستانه، معراجیان، معراجیان، معراجیان، معراجیان، حکایت، حکایت،
برچسب ها:اطلاعیه، قدرت، به زودی،
تاریخ : چهارشنبه 12 خرداد 1395 | 08:23 ب.ظ | نویسنده : رمافران | نظرات()
گروه طراحی عکس

رمافر

به زودی شروع بکار میکند

و از شما هم کمک میخواد 
اگر میتوانید بسم ا...




طبقه بندی: معرفت، سیاسی، شهدا، مذهبی، مذهبی، رفاقتی، دوستانه، دوستانه، دوستانه، دوستانه، دوستانه، معراجیان، معراجیان، معراجیان، حکایت،
برچسب ها:شروع قوی، طراحان، رمافر، تبادل لینک، بسم ا...،
تاریخ : چهارشنبه 28 بهمن 1394 | 06:50 ب.ظ | نویسنده : رمافران | نظرات()

عروسک

چند روز به کریسمس مانده بود که به یک مغازه رفتم تا برای نوه ی کوچکم عروسک بخرم. همان جا بود که پسرکی را دیدم که یک عروسک در بغل گرفت و به خانمی که همراهش بود گفت: “عمه جان…” اما زن با بی حوصلگی جواب داد: “جیمی، من که گفتم پولمان نمی رسد!”

زن این را گفت و سپس به قسمت دیگر فروشگاه رفت. به ارامی از پسرک پرسیدم: “عروسک را برای کی می خواهی بخری؟” با بغض گفت: “برای خواهرم، ولی می خوام بدم به مادرم تا او این کادو را برای خواهرم ببرد.” پرسیدم: “مگر خواهرت کجاست؟” پسرک جواب داد خواهرم رفته پیش خدا، پدرم میگه مامان هم قراره بزودی بره پیش خدا”
پسر ادامه داد: “من به پدرم گفتم که از مامان بخواهد که تا برگشتنم از فروشگاه منتظر بماند. “بعد عکس خودش را به من نشان داد و گفت: “این عکسم را هم به مامان می دهم تا آنجا فراموشم نکند، من مامان را خیلی دوست دارم ولی پدرم می گوید که خواهرم آنجا تنهاست و غصه می خورد.
پسر سرش را پایین انداخت و دوباره موهای عروسک را نوازش کرد. طوری که پسر متوجه نشود، دست به جیبم بردم و یک مشت اسکناس بیرون آوردم. از او پرسیدم: “می خواهی یک بار دیگر پولهایت را بشماریم، شاید کافی باشد!” او با بی میلی پولهایش را به من داد و گفت: “فکر نمی کنم چند بار عمه آنها را شمرد ولی هنوز خیلی کم است ”
من شروع به شمردن پولهایش کردم. بعد به او گفتم: “این پولها که خیلی زیاد است،حتما می توانی عروسک را بخری!”
پسر با شادی گفت: “آه خدایا متشکرم که دعای مرا شنیدی!”
بعد رو به من کرد وگفت: “من دلم می خواهد که برای مادرم هم یک گل رز سفید بخرم، چون مامان گل رز خیلی دوست دارد، آیا با این پول که خدا برایم فرستاده می توانم گل هم بخرم؟”
اشک از چشمانم سرازیر شد، بدون اینکه به او نگاه کنم، گفتم:” بله عزیزم، می توانی هر چقدر که دوست داری برای مادرت گل بخری.
چند دقیقه بعد عمه اش بر گشت و من زود از پسر دور شدم و در شلوغی جمعیت خودم را پنهان کردم.
فکر آن پسر حتی یک لحظه هم از ذهنم دور نمی شد؛ ناگهان یاد خبری افتادم که هفته ی پیش در روزنامه خوانده بودم: “کامیونی با یک مادر و دختر تصادف کرد دختر در جا کشته شده و حال مادر او هم بسیار وخیم است.
فردای آن روز به بیمارستان رفتم تا خبری به دست آورم. پرستار بخش خبر نا گواری به من داد: “زن جوان دیشب از دنیا رفت.
اصلا نمی دانستم آیا این حادثه به پسر مربوط می شود یا نه، حس عجیبی داشتم. بی هیچ دلیلی به کلیسا رفتم. در مجلس ترحیم کلیسا، تابوتی گذاشته بودند که رویش یک عروسک، یک شاخه گل رز سفید و یک عکس بود.






طبقه بندی: رفاقتی، دوستانه، معراجیان، عاشقانه، حکایت، معرفت، فرهنگی،
تاریخ : شنبه 14 آذر 1394 | 11:41 ق.ظ | نویسنده : رمافران | نظرات()

.: تعداد کل صفحات 2 :. [ 1 ] [ 2 ]

هدایت به بالای صفحه

  • کد نمایش افراد آنلاین
  • ابزار تلگرام

    آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ